شايد تعبيري که زنده ياد دکتر شريعتي براي امام زين العابدين(ع) به کار مي برد و از «زيباترين روح پرستنده» ياد مي کند و اين که صحيفه سجاديه را نه صرفا يک کتاب خواستن که کتاب آموزشي و فلسفي مي خواند، تعبيري درست باشد. دراين شب هاي دعا که همگان دست نياز به سوي بي نياز دراز مي کنند، صحيفه شکوهمند سجاديه مي تواند يکي از منابع ارزشمند براي نيايش باشد که البته متاسفانه اين گونه نيست. به واقع صحيفه سجاديه آن چنان که شايسته و بايسته است ديده نشده و در شمار انبوه دعاهاي اين شب ها قرار نمي گيرد، حال آن که اين منبع عظيم و گرانقدر نيايش با جامعيتي که دارد فرصتي وسيع در اختيار مناجات کنندگان قرار مي دهد تا با ذکر فرازهايي از آن نيايش و دعا را در فضايي متفاوت تجربه کنند. صحيفه سجاديه تنها از فرديت خود نمي گويد. در اين کتاب نامي، دعاها هم براي خود است هم براي پدر و مادر و فرزندان و همسايگان و دوستان. فصل هاي متفاوت آن نيازها را به وسعت يک جامعه تعميم مي دهد. دردها را نه تنها براي خود که در گستره يک جامعه مي بيند. صحيفه سجاديه در عين حالي که يک اثر ادبي شاخص است «خواستن» را ديگر سان نشان مي دهد و نتايج اخلاقي و تربيتي نيز از آن استنباط مي کند تا کارکرد اخلاقي آن را براي جامعه تبيين کرده باشد. آن گاه که مي گويد: «خدايا مرا از اسراف و زياده روي باز دار و به بخشش و ميانه روي درآور و استوار بدار»

و يا: «خدايا مرا آن چنان کن که به بدي همسايگان و دوستان جواب نيک دهم. آنان را موفق گردان که روش ها و فرمان هاي تو را انجام دهند و به زيباترين آداب زندگي متخلق شوند.»

و يا زماني که نفي خودخواهي و تکبر مي کند و مي گويد: «خدايا هرگز مقام مرا نزد مردم بالا مبر مگر آن که به همان ميزان مرا نزد خويش پايين بياوري و هيچ گاه سربلندي آشکار در ميان مردم روزي ام مکن مگر اين که توفيق عطا کني به همان مقدار در باطن به خودي خود آگاه شوم.» تعابير زيبا و اديبانه در کلام امام سجاد(ع) جلوه گري مي کند آن چنان که مي فرمايد: «چه بسيار حسوداني که من مانند جرعه اي در گلوي آنان گير کرده ام و بسان استخواني در حلق آنان فرورفته ام و مرا با زبان تند خطاب قرار مي دهند» و يا «خدايا هرکس که سر از بالين برمي آورد به کسي دل بسته است و من امروز روز تو را در حالي آغاز مي کنم که فقط تو را دارم.» و اين سخن شعرگونه که: «آرزوها قبل از آن که به نقطه نهايي کرم تو برسند کامياب و برآورده مي گردند و فيض تو ظرفيت تمامي خواست هاي نيازمندان را لبريز کرده است.» سخن امام سجاد در صحيفه ارزمند سجاديه بيدارباش هاي زيادي دارد. به ويژه براي شب هايي که مي خواهيم بيداري را به دعا تجربه کنيم. به يکي- دو فراز ديگر اشاره مي کنم: «خدايا هرگز روزي را بر روزه داشتنم گواه نمي گيرم و هرگز به سبب شب زنده داري به شبي پناه نمي برم و هيچ گونه عمل مستحبي که براي انجام آن شب را بيدار ماندم موجب ثناي من نيست». «خدايا گفتار مرا نسبت به پدر و مادرم آرام و کلامم را مودبانه و خوي و طبعم را نرم گردان و قلبم را چنان متوجه آنان کن که با آن ها رفيق و مهربان باشم.» و سرانجام اين سخن بلند که «خدايا شرط من با تو آن است که هم چون گذشته گناه نورزم و متعهد مي شوم که آنچه را نمي پسندي تکرار نکنم.