۱۰ سال گذشت از روزي که اعلام شد ۲۷ شهريور روز شعر و ادب است. روز شعر و ادب را آن روز يکي از نمايندگان مجلس که از قضا نامش هم «شعردوست» بود، اعلام کرد. البته شعردوست از روز بزرگداشت استاد شهريار هم گفت، چون ۲۷ شهريور روز درگذشت استاد شهريار هم هست. از آن روز تاکنون نسبت به اين روز حرف و حديث هاي مختلفي مطرح شده است، برخي به شدت انتقاد و اعتراض کردند و برخي به گونه اي ديگر راهکار اصلاحي داشتند. اما آنچه مهم است اين که اين روز پس از ۱۰ سال هنوز از طرف جامعه ادبي چندان شناخته شده نيست و اتفاقات مهمي که بايد در آن شاهد باشيم، نمي افتد.واقعيت ماجرا اين است که بايد براي ۲۷ شهريور دو مناسبت جدا از هم قائل باشيم، يکي روز بزرگداشت شهريار و ديگري روز شعر و ادب. بي گمان مناسبت اول يعني روز بزرگداشت شهريار، انتخابي بايسته و شايسته است، چرا که شهريار ملک سخن از نام آوران ادبيات معاصر و از سرآمدان غزل است. او علاوه بر تسلط به شعر و غزل فارسي به زبان آذري نيز منظومه گرانسنگ و شاهکاري چون «حيدربابا» را سروده است که براي اثبات استادي شهريار کافي است.

از اين رو شايد پيش از اين بايد براي روز بزرگداشت شهريار انتخابي صورت مي گرفت گرچه يک اشکال بزرگ براي نام گذاري روز شهريار وجود دارد که اي کاش از نگاه نامگذاران پنهان نمي ماند و به جاي روز درگذشت، روز تولد شهريار را براي بزرگداشت او برمي گزيدند تا درگذشت او بر شادمانگي اين روز سايه نيفکند.

روزي که جدي گرفته نشد

روز شعر و ادب در اين ۱۰ سالي که گذشت هم چنان بحث برانگيز بوده است. از شاعران گرفته تا برخي مسئولان نسبت به اين نامگذاري نقطه نظرات مختلفي داشتند. برخي معتقد بودند بايد روز شعر و ادب منتسب به يکي از قله هاي شعر فارسي مثل فردوسي و حافظ و سعدي باشد که از جمله آن ها عليرضا قزوه بود البته قزوه از شهريار اين گونه ياد مي کند که: «اگر در ميان شاعران معاصر چهره اي را در نظر بگيريم که در فضاي شعر نو و سنتي آثاري دارد، شهريار گزينه خوبي است چرا که او علاوه بر پرداختن به شعر کهن به ادبيات معاصر و نيمايي نيز نظر داشت و آن را تشويق و تجربه اندازي مي کرد»، با اين حال او در گفت وگويي که سال ۸۳ با فارس داشت تاکيد کرد که: «اگر انتخاب روز شعر و ادب فارسي منوط به تمام دوران ادبيات کلاسيک کشورمان بود، هيچ شاعري بهتر از فردوسي شايسته اين عنوان نبود، چرا که جنبه ملي در آثار فردوسي بيشتر است و با نظرسنجي از استادان و شاعران و نويسندگان کشورمان اگر اين نتيجه حاصل شد که روز شعر و ادب فارسي روز فردوسي باشد، فکر مي کنم اين عنوان را مي توان در تقويم با نام فردوسي قرار داد.» البته برخي مسئولان هم حرف هايي داشتند مثلا محسن پرويز که در سال هاي گذشته معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بود، اعتقاد داشت: «به دليل اين که اهتمام شايسته اي به روز شعر و ادب فارسي صورت نگرفته، بزرگداشت اين روز هر سال کمرنگ تر از سال قبل برگزار مي شود.»

روز شعر يا روز شعر و ادب؟

اساسا نامگذاري ها خيلي با نظرسنجي همراه نيست اين اشکال در همين چند ماه گذشته براي روز ادبيات کودک هم افتاد و شاعران و نويسندگان کودک از اين که بدون نظر آن ها روزي به عنوان روز ادبيات کودک انتخاب شده است گلايه مند بودند، درست همانند روز ملي شعر و ادب فارسي، اما به هر حال به نظر مي رسد با توجه به گذشت ۱۰ سال از نامگذاري اين روز و اين که ما يادروزهايي براي شاعران بزرگ مثل فردوسي، خيام، حافظ، عطار، مولانا و سعدي داريم. ديگر نمي توان به تغيير روز ملي شعر و ادب اميدوار بود. گرچه وقتي عنوان «شعر و ادب» را انتخاب مي کنيم، قطعاً حوزه ادبيات داستاني را نيز شامل مي شود و واژه «ادب» در گستره ادبيات فارسي مفهومي فراتر از شعر را دربر مي گيرد، بنابراين آنچه در اين سال ها در روز شعر و ادب جدي گرفته شده است معطوف به حوزه شعر است و ادبيات داستاني ديده نشده است که اگر در نگاه نامگذاران اين روز «ادب» معنايي مترادف با شعر داشته است، بايد به درستي تبيين مي کردند تا گستره آن مشخص مي شد اما در نگاه نخست به نظر مي رسد وقتي واژه «ملي» پيشوند «شعر و ادب» مي شود گستره معنايي و جغرافياي تاريخي آن ادبيات کهن و معاصري را شامل مي شود که در آن هم شاهنامه است و هم سفرنامه ناصرخسرو و هم تاريخ بيهقي و هم حافظ و صائب و شهريار و فروغ و سپهري و جلال آل احمد و در روزگار ما قيصر و اوستا و صدها شاعر و نويسنده ديگر. اما امروز مفهوم «شعر» در انتخاب اين روز فراگيرتر است تا «ادب».

شعر حمايت مي خواهد

از اين مسائل که بگذريم، روز شعر بهانه اي است تا نگاهي داشته باشيم به فضاي شعري کشور به اين که اين «ثروت ملي» در کجا ايستاده است. به نظر مي رسد شعر حرمت مي خواهد، شعر حمايت مي خواهد، شعر فرصت نشر مي خواهد. شاعران بايد مثل فوتباليست هاي ميلياردي در رسانه ملي به حساب بيايند. شعر فقط جشنواره و سکه و لوح تقدير نمي خواهد. شعر جلسات نقد و آموزش مي خواهد. بايد ترجمه شود. بايد صداي شاعران امروز به گوش جهانيان برسد. بايد شعر خوب از بد تفکيک شود. بايد ساده انگاري از حوزه شعر برچيده شود تا هر کسي تصور نکند آن چه مي گويد و مي نويسد شعر است و سريع چاپ کند، آن هم کتاب! و بعد مدعي شاعر شدن و شاعر بودن شود و اين يعني شعر را از اوج به حضيض کشاندن. شعر بايد در صدا و سيما جايگاه ويژه داشته باشد چرا که محور هويت فرهنگي ماست. اين تاريخ پيوسته به پشتوانه شعر به ما رسيده است. جالب است که تا اين سال ها شعر و ادبيات در حوزه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جايي نداشت تا اين که قائم مقامي تاسيس شد و آن هم ديري نپاييد و به دفتر شعر تغيير جايگاه داد و حال بايد ببينيم اين «دفتر» تا کجا پيش مي رود.