نمي دانم چرا انگشت به دهان مانديم؟ چرا کاري که «کره اي»ها کردند برايمان شگفت انگيز بود؟ مگر نظافت کردن و پاکيزگي اين همه تعجب برانگيز است؟ مگر اسلام اين همه از پاکيزگي سخن نگفته است؟ مگر سخنرانان هزاران بار اين نکته ها را در سخنراني هايشان برايمان نگفته اند؟ مگر صدها کتاب در اين باره ننوشته ايم؟ مگر بودجه هايي تعريف نکرده ايم؟ مگر کلي شعر در ديوان شاعران ما در اين باره ديده نمي شود؟ مگر از همان دوران کودکي فرزندانمان را امر به پاکيزگي نمي کنيم؟ مگر شهر ما، خانه ما نيست؟ مگر هميشه جايزه اخلاق و جام اخلاق نمي دهيم؟ حتما يادمان هست سالي که «کره اي»ها به عنوان چهارتيم برتر جام جهاني شناخته شدند فقط در پياده روها شادي مي کردند و اصلاً به خيابان نريختند تا رفت و آمد شهري مختل شود؟ پس مشکل کجاست که ما با اين همه ظرفيت ها و پشتوانه هاي فرهنگي يک حرکت ساده و طبيعي چند کره اي در ورزشگاه آزادي براي ما جالب و شگفت انگيز مي نمايد؟چرا «اخلاق» هم چنان گمشده ماست؟ چه کساني مقصرند؟ پس چرا اين همه هزينه ها براي فرهنگسازي در رعايت هنجارهاي فردي در اجتماع جواب نمي دهد؟ همان حداقل آيات و احاديث و حکايات اخلاقي که در کتاب هاي درسي برايمان آورده اند و خوانديم، مي توانست کافي باشد و دستمان را بگيرد؛ پس بگرديم دنبال علت ها و دلايل آن.البته يک نکته را نبايد فراموش کرد و آن نکته اين که «اخلاق» يک زنجيره درهم تنيده است، نمي شود دروغ بگوييم ولي غيبت نکنيم، نظافت را رعايت کنيم ولي تهمت بزنيم، خوب رانندگي کنيم ولي انضباط کاري نداشته باشيم، حق ديگران را پايمال کنيم ولي عبادتمان به موقع و سر وقت باشد؟ اگر موازين اخلاقي و رهنمودهاي بزرگان را به درستي به کار ببنديم و قبل از شنونده، گويندگانمان در عمل پيشتاز باشند و به طور متوازن جامعه را به سمت و سوي هنجارهاي اخلاقي بکشانيم، مي توانيم اميدوار باشيم که جامعه اي به هنجار و اخلاقي داشته باشيم. بايد باور کنيم «دو صد گفته چون نيم کردار» نيست. پس خيلي تعجب نکنيم از اين کار کره اي ها بلکه تعجب کنيم از خودمان که با اين همه داشته هاي فرهنگي چرا ما پيشگام نيستيم؟... همين
چرا «کره اي»ها ما را شگفت زده کردند؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:47 توسط علیرضا حیدری
|