اخلاق گوهر کمياب جامعه امروز ما
دهه آخر صفر با نام بلند و پرشکوه پيامبر خاتم (ص) گره خورده است. آن پيامبر مهرباني که ميراث گرانقدري از معارف را براي جامعه بشري بر جاي گذاشت و در اين ميان آنچه بيش از همه نام و پيام او را جاودانه کرد تاکيد بر اين نکته بود که من نيامدم مگر براي ترويج و گسترش اخلاق که «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.» اخلاقي که بي گمان اگر نگوييم «گمشده» روزگار ماست، دست کم بايد گفت گوهري کمياب است و البته اين يک درد تاريخي است. زجري که پيامبر امين براي گسترش اخلاق تحمل کرد، توصيه هاي بي نظير اخلاقي امام علي (ع) به مردم و حتي حاکمان و صاحب منصبان، قيام پرهزينه حسين بن علي (ع) براي اصلاح امور و اقامه معروف و نهي از منکر، تاسيس مراکز علمي در عصر دو امام بزرگوار پنجم و ششم و توجه به سيره ديگر امامان بزرگوار که بر مشي اخلاقي مسلمانان و جوامع اسلامي تاکيد مي کردند خود گواهي روشن است بر اين که «اخلاق» نشان مسلماني و بلکه انسان بودن است. امام علي (ع) در خطبه ۱۷۶ نهيبي سخت مي زند با اين عبارت که : «ثم اياکم و تهزيع الاخلاق و تصريفها» مبادا اخلاق نيک را در هم شکنيد و آن را دگرگون کنيد.به يقين امروزه و در جامعه ديني ما که منابع اسلامي سرشار از آموزه هاي اخلاقي است و فرهنگ ايراني و گنجينه غني ادبيات فارسي از فردوسي تا مولانا و سعدي و ناصرخسرو و ديگر بزرگان و علماي اخلاق همواره بر جامعه اي اخلاقمند و اخلاق مدار تاکيد کرده اند، بايد نشانه ها و علامت هاي بيشتري از رعايت اصول اخلاقي را شاهد باشيم. هشدارهاي مکرر علما و کساني که بداخلاقي ها را آسيب بزرگي براي جامعه اسلامي مي دانند، نشان مي دهد در کنار مناسک ظاهري ديني که گاه براي اسلامي بودن جامعه يک حجت تلقي مي شود، بايد در تبيين ونهادينه کردن رفتارهاي اخلاقي هم بکوشيم. به ويژه در اين چند سال گذشته شرايط سياسي - اجتماعي به گونه اي پيش رفت که گاه «اخلاق» را قرباني برخي مسائل کرديم حال آن که به تعبير حضرت آيت ا... جوادي آملي: « اگر کسي در پايين ترين حد از معرفت هم باشد ولي قيامت را باور کند، مراقب رفتار و گفتار خود خواهد بود. » چند روز پيش مصاحبه اي از دکتر اسماعيلي عضو شوراي نگهبان مي خواندم که گفته بود: «اخلاق ديني قابل قبولي نداريم ... و براي برخي قباحت تراشيدن ريش بسيار بيشتر از زشتي ريختن آبروي ديگري است.»آيا هشدارها و نهيب هاي رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالي نيز نشان دهنده اين نکته نيست که به «اخلاق» بي اعتنا شده ايم؟ آسيب هايي که در سبک زندگي امروز ما ديده مي شود، آيا نوعي بداخلاقي را نشان نمي دهد؟ به اين چند نکته اي که ايشان در سفر بجنورد اشاره کردند دوباره توجه کنيم: «چرا در روابط اجتماعي حقوق متقابل رعايت نمي شود؟ چرا در برخي مناطق طلاق زياد شده است؟ چرا در فرهنگ رانندگي انضباط لازم رعايت نمي شود؟ آيا در معاشرت هاي روزانه هميشه به هم راست مي گوييم؟ دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟علت برخي پرخاشگري ها و نابردباري ها در روابط اجتماعي چيست؟ آيا حقوق افراد در رسانه ها و اينترنت رعايت مي شود؟ علت بروز بيماري خطرناک قانون گريزي در برخي افراد و بعضي بخش ها چيست؟»
به نظر مي رسد پاسخ به اين چراها و بسياري ديگر از بداخلاقي ها ريشه يابي عميق و ژرفي را مي طلبد که کم کاري برخي مراکز ذي ربط، بداخلاقي برخي افراد که گمان نمي رود خود بر طبل بداخلاقي بکوبند اما گاه چشم بر اصول اخلاقي مي بندند، به حاشيه رانده شدن موعظه در آيين هاي عزاداري و تاکيد بر مداحي محوري و چندين و چند دليل و علت ديگر مي تواند ما را براي رسيدن به پاسخ اين چراها رهنمون باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:49 توسط علیرضا حیدری
|